خرید بک لینک
"" آنکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد ، بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد"" بله اینطوریاس؛ اونکسی که پیش تو شروع میکنه به جیک جیک کردن درباره اکبر و اصغر ، صغری و کبری، دوحالت داره: یا خودش آدم نیست و شعور نداره ؛ یا تو رو آدم و باشعور نمیدونه ؛ صراحت و صداقت و رفاقت و خودمونی بودن نیست بشینی پای حر

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 13:36

" ماه پشت ابر مانده است ؛ و خورشید پشت کوه ؛ آسمان ابری است...

سرنوشت تکاپوی رود سکون است ؛ و فرجام سیل خروشان مسیل ؛ و عاقبت باران تبخیر...

ماه به دور زمین میچرخد و زمین به دور خورشید و او به دور او ؛

آسمان ابری است و زمین آرام و چشم ه ها خروشان ...

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 13:36

خدایا نکند تو هم مانند اینانی؟ خدایا من سخت میترسم. این جملات از سر عجز است.همیشه گمان میکردم به هم چنین وضعی دچار نخواهم شد چون تصور میکردم تو را باور دارم و این کافی است. اما این دقیقا برای چه چیزی کافی است؟... خدایا من سخت میترسم. گمان میکنم بیش از اندازه نمیفهمم. خدایا آیا این جملات به حساب نارا

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 13:36

گفت : هارا گازا مع کاست و از لا و حاد لا و جا نون نه را و دال

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 13:36

... "" اتت روائح رند الحمی و زاد غرامی ، فدای خاک در دوست باد جان گرامی ""...

( بوهای خوش از جانب اقامتگاه معشوق آمد و عشق و شیفتگی من زیاد شد )

..."" کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی ، بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی""...

( داستان شوقم را نوشتم در حالیکه چشمانم گریان شد )

..."" بیا که در دل خسته توان درآید باز ، بیا که در تن مرده روان درآید باز ""...

هی خیال باطل

.

.

.


برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 8:03

این لیوان پلاستیکیا قوطیا هرچیا اون قدیما سوراخ میکردیما نخ میکردیما وصل میکردیما از توش با هم حرف میزدیما ذوق میکردیما... چی بود قضیه اش؟...الان اونطرف کسی داره صدامو میشنوه؟... گوشامون رو دیواره که موش بیاد حرف بزنه/ تو دیوار یه بچه موش یه کم میخواد حرف بزنه / گوش موشا قوی ه لازم که نیست داد بزنی

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 8:03

بارا آآآ یا ای آآآ فا توت ااا با نزدیک نیست؟ ااا ما یا دال درد

کاف هاف داف راف دالم شین به جر ااا نا سین بدون نون رم کردم

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 8:03

"" در وصف بهار هر چه گوییم کم است از قول سه تار هر چه گوییم کم است/ از سرخی سیب شاخه همسایه از طعم انار هر چه گوییم کم است/ از حال پرندگان در آغوش افق از کوچ قطار هر چه گوییم کم است/ از لحظه آشکاری راز مگو از مرده دار هر چه گوییم کم است/ از ساده ترین نگ

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 8:03

..."" دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما ، چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون ، روی سوی خانه خمار دارد پیر ما ""... چه باید کرد ؟ تقدیر چیست و تدبیر چه باید باشد ؟ ما چه هستیم و ما چه داریم و ما چه می نماییم؟ ..."" حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند ، محرم

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 8:03

به تیر یا غم گرم کش دار دام سم تا میم شادم نزن گیوتین رم کردم ...

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 8:03

"" رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما

چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما/

صحت تو صحت جان و جهان است ای قمر

صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما /

عافیت بادا تنت را ای تن تو جان صفت

کم مبادا سایه لطف تو از بالای ما/

گلشن رخسار تو سرسبز بادا تا ابد

کان چراگاه دل است و سبزه و صحرای ما/

*رنج تو بر جان ما بادا مبادا بر تنت*

تا بود آن رنج همچون عقل جان آرای ما / جناب مولانا


اما : گوهر مخزن اسرار همان است که بود... لاجرم چشم گهربار همان است که بود...

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 8:03

نمیدانم. گاهی در زندگی انسان زمانهایی پررنگ میشوند؛ عمیق میشوند؛ انسان هر چه جلوتر هم برود باز غرقه آن لحظات است ، در تاب و تب آن دقایق عمیقا جان میسوزد و جان میگیرد؛ ما به راستی اسیر گذشته خویشیم گر چه آینده از پس افق آسمان پرواز و پریدن را به ما نشان دهد... اتفاقاتی هستند که تعلیق داستان ما هستند

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 8:03

صفحه بندی